محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
77
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بدنت و سپاهت و مركبها را نيز آسوده بگذار . هدف از اين سفارشها ، مهربانى و ملاطفت با انسان و حيوان است . ( فإذا وقفت ) پس آنگاه كه براى كوچ آماده شدى ، عزيمت كن ( حين ينبطح السّحر ) به هنگام سحر ( أو حين ينفجر الفجر ) وقتى كه سپيده دميد ، حركت كن . ( فإذا لقيت العدوّ فقف من أصحابك وسطا ) هرگاه آتش جنگ ، شعلهور شد و دشمن را ملاقات كردى ، در ميان لشكرت قرار گير نه در ابتداى صف كارزار و نه در انتهاى آن ؛ مكان تو چنان باشد كه فاصله تو از نخستين و آخرين جنگجو يكسان باشد . طورى كه بتوانى به آنها فرمان دهى و يا بتوانند در كارهاى مهم به تو رجوع كرده و راهحل بخواهند . ( و لا تدن من القوم ) و به سپاه دشمن نزديك مشو ( دنوّ من يريد أن ينشب الحرب ) كه خيال شود آتش جنگ را تو مىخواهى روشن كنى ( و لا تباعد عنهم ) و نه آنقدر دور بايست كه گمان كنند از آنها مىترسى . . . قابل ذكر است كه اين دستورات جنگى همگام با آن زمان بود كه مينهاى زمينى و دريايى وجود نداشت . ( و لا يحملنّكم شنآنهم على قتالهم قبل دعائهم و الإعذار إليهم ) آغاز كردن جنگ به هر دليلى روا نمىباشد ؛ مگر پس از مذاكره و نوميدى از صلح . چون اسلام دين صلح و آرامش است نه دين جنگ و دشمنى ، دين برادرى و برابرى و نه دين بندگى و سرورى .